شمس الدين حافظ

625

سفينه حافظ ( فارسى )

شه‌نشينان جمله آنجا حلقه بر در مىزنند * مقربان « 1 » هر صبح و شام اللّه اكبر مىزنند قدسيان بر چرخ هر دم اين ندا درميزنند * كالسلام اى حضرت شاه خراسان السلام سينه‌ام پردرد و دل در سينه از غم مىطپيد * در فراق آن شهنشاه عرب ماه شهيد در عنب چون زهر خورد از دست مأمون رشيد * سرّ خود با كس نگفت و روى او را كس نديد چون كه شد در خانه اين آواز از رضوان شنيد * كالسلام اى شاه سلطان خراسان السلام « 2 » از شرف سادات را نور و صفاى ديگرست * ذات ايشان جملگى نور خداى اكبرست

--> ( 1 ) قارى قرآن - مؤذن ( 2 ) اين بند در نسخه پژمان وجود ندارد